الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
255
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )
مفتاح الحقيقة » در ذيل عبارات فوق چنين گويد : « يعنى وقف دل در غفلت از خدا است و به ياد او نبودن ، و وجه مناسبت « وقف » به غفلت آن است كه وقف به معنى قطع است و غفلت از حضرت بارى نيز موجب قطع منافع دنيوى و اخروى است . اما دنيوى بواسطه آن كه اكثر منافع دنيوى منوط است ، به ذكر الهى مثل طول عمر و وسعت رزق و عدم تظلم از ظالم ، چنان كه در كتب ادعيه و احاديث مذكور است و از براى هر كدام از فوائد مذكوره ، دعائى مقرّر است ، حتّى گفتهاند كه : هيچ صيدى به قيد ( و دام ) صياد در نمىآيد ، مگر به ترك ذكر خداى تعالى . . . سپس در مورد عبارت « اذا غَفَلَ عن ذكر اللّه . . . » مىگويد : « يعنى هرگاه كسى . . . . بعد از ياد الهى و توجه به جناب احديت به سبب اشتغال به كارهاى دنياى دنيه و ميل به لذّات فانيه كاسده ( كه اهل معرفت به آن توجه نكرده و بازارش نزد آنها كساد است ) از ياد او غافل شود ، و از معموره ذكر رو به خرابه غفلت آرد ، در اين حالت چنين مىيابد كه گويا از نورانيت به ظلمت ، و از انس به وحشت ميل نموده ، از اين جهت است كه مردان خدا و دوستان او از اختلاط مردم متوحشند ، و در ميان مردم به ديوانگان و بلها ( احمقها ) شبيهند ، و فى الواقع به عكس اين است و . . . » . در مورد نشانههاى سهگانه نيز چنين گويد : نشانه وقف . . . سه چيز است : يكى - زائل شدن لذّت است از فعال عبادت ، يعنى از طاعت و عبادت لذّت نيافتن ، و اين نشانه غفلت و قساوت قلب است ، چرا كه لذت طاعت و بندگى نمىباشد مگر با حضور قلب و اطمينان خاطر ، و در حال وقف كه حال غفلت است نه حضور قلب است و نه اطمينان خاطر . دوم - تلخ نبودن معصيت است ، اين نيز نشانه غفلت است ، چرا كه ادراك كردن مرارت و تلخى از فعل معصيت فرع صفاى باطن است و ادراك كردن لذت از فعل طاعت ، و در حال وقف و غفلت از بارى عزّاسمه ، چنان كه از ارتكاب طاعت لذّت نيست از اقتراف ( ارتكاب ) گناه نيز تلخى نخواهد بود ، از اين جهت است كه از